Archive for the ‘General’ Category

جنبش سبز را چه می شود؟

نوامبر 3, 2009

از نظر من مشکلات عمده جنبش سبز به این شرح است:

1- عدم پشتوانه فکری: نه تنها جنبش سبز از کمبود پشتوانه فکری به شدت رنج می برد، بلکه توده طرفدار جنبش سبز هیچ علاقه ای به مطالعه تاریخ و آگاهی از اشتباهات گذشته ندارد و حتی در بیشتر موارد، با مطرح شدن حقیقت های تاریخ نه چندان دور و دراز این مملکت به شدت برخورد می کند و آن را حذف می کند.

2- عدم وجود تعریف درستی از جنبش سبز:  بعد از گذشت چند ماه از اتفاقات دردناک پس از انتخابات، هنوز هیچ تعریفی از جنبش سبز در دست نیست.

3- عدم وجود هدف مشخص:  جنبش سبز هدف مشخصی ندارد. به همین دلیل از شعار هایی توخالی و بی مفهوم و پراکنده استفاده می کند. مثلن شعار “یا حسین، میر حسین” حتی از نظر کلامی هم مهفومی ندارد چه برسد به مفهوم فلسفی و پراگماتیک. این مسئله تا حدی دردناک است که حتی دانشجویان دانشگاه شریف هم از این جمله سراسر غلط که نه  در فارسی و نه در عربی دارای مفهوم نیست، استفاده می کنند. تصور کنید این دانشجویان از بالاترین ضریب هوشی اجتماع برخوردار هستند و از دنیای علوم دقیق مثل ریاضیات و فیزیک و … می آیند. شعارهایی مثل الله اکبر هم از رنگ مذهبی رنج می برند.

4- سهل انگاری:  جنبش سبز قدرت فکری و برنامه ریزی و اینتلیجنت نظام را به طرز وحشتناکی دست کم می گیرد. در نتیجه فقط روی عصبیت و احساسات رندوم مردم حساب می کند نه یک برنامه عمل گرای مبتنی بر مطالعه و تجزیه و تحلیل.

5- عدم شجاعت و قاطعیت:  جنبش سبز از عدم قاطعیت و شجاعت رنج می برد. امیدوارم لازم به توضیح نباشد که شجاعت از نظر من همان تعریفی است که گاندی ارائه می دهد، نه شجاعت فیزیکی. به دلیل این عدم قاطعیت و وحشت درونی موجود در طرفداران جنبش سبز، نه تنها تا به حال تکلیف مسائل کلیدی مربوط به این جنبش (مثل دمکراسی و سکولاریزم و حقوق بشر) مشخص نشده، بلکه حتی مطرح کردن این مفاهیم هم اکثرن توسط توده طرفدار جنبش سبز سرکوب و حذف می شود و تقریبن همیشه دلیل این رفتار چیزی نیست جز وحشت. جملات معروفی همچون: آب به آسیاب احمدی نژاد می ریزید، بهانه دست کیهان می دهید، اول باید احمدی نژاد برود، بعدن در مورد آینده تصمیم می گیرم، و … هدف های والای آزادی خواهی را نشانه گرفته و عملن در مقابله با آن برخاسته است.

6- رهبرانی با سابقه ناخوشایند:  بر خلاف عقیده توده طرفدار جنبش سبز که موسوی را قهرمان، صادق، آزادی خواه، و ضد حکومت می دانند، قشر نسبتن مطالعه گر و با تجربه تر این جنبش دائمن اصرار دارد که موسوی دنباله روی مردم است نه مردم دنباله رو او. اگر حتی این فرض را بپذیریم و موسوی را فقط یک شخصیت برجسته این جنبش بنامیم، او و دیگر شخصیت های برجسته این جنبش (از جمله کروبی، مخملباف، گنجی، سازگارا، نوری زاده، حجاریان، خاتمی، رفسنجانی، و غیره) همگی از افراد بسیار بدنام در زمینه حقوق بشر و با سابقه هایی بسیار شرم آور هستند.  اینجا است که این سوال پیش می آید: عجیب نیست که حتی یک نفر هم در این افراد پیدا نمی شود که سابقه مبارزه با آزادی، دمکراسی، حقوق بشر، و مفاهیم انسانی را نداشته باشد و سالها در این رژیم ضد بشری و جنایت کار پست کلیدی نداشته باشد؟

7- عقاید بسیار خطرناک:  جمله معروف “هدف وسیله را توجیه می کند” بارها و بارها در طول تاریخ به معرض امتحان گذاشته شده. نسل جوان جنبش سبز به طرز بسیار خطرناکی به این مسئله عقیده دارد. همان عقیده ای که باعث شد گروه ها و حزب های مخالف رژیم شاهنشاهی با دشمنان فکری شان دست اتحاد بدهند و در نهایت قدرت به دست بی لیاقت ترین حزب بیافتد و مسیر این حرکت به جایی ختم شود که در کمتر از 3 سال بعد از پیروزی لذت بخش شان، پیکر های گلوله باران شده و خونین شان به طور پنهانی و در گورهای دسته جمعی و بدون نام و نشان و به دور از اطلاع خانواده هایشان به خاک سپرده شوند.

8- عدم حمایت بین المللی:  جنبش سبز هیچ سودی برای جامعه بین المللی ندارد. یک ایران آشفته و بحران زده با سیاست مداران بی لیاقت و فاسد برای کشورهای توسعه یافته بسیار بسیار مفید تر از یک ایران دمکراتیک و سکولار است. متاسفانه، عدم دسترسی به رسانه های پر قدرت بین المللی و لابی های سیاسی و اقتصادی، شکست جنبش سبز را قطعی می کند.

نتیجه گیری: بنا بر تمام این مشکلات عمده ای در بالا آورده شده، پیش بینی من این است که شکست کامل جنبش سبز بسیار نزدیک است.

توضیح: این نوشته را روز قبل از 13 آبان می نویسم، درست زمانی که وبسایت های اینترنتی پر شده است از مطالب مربوط به مشارکت میلیونی مردم در سیزده آبان و پیروزی برای جنبش سبز. فردا معلوم خواهد شد چقدر پیش بینی من دقیق بوده.

 

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/11/3/1825723

 

اپیدمی استفاده نادرست از علامت گذاری ها در نگارش جملات فارسی در بالاترین

آگوست 27, 2009

بیایید از زبان مادری خودمان درست استفاده کنیم. در سایت دیگ، اگر کسی علامت‏های نگارش را به روش غلط استفاده کند منفی باران می شود. بسیار تاسف آور است که حتی فرهیخته ترین کاربران بالاترین هم اکثرن از علامت‏های نگارش به غلط استفاده می کنند. در تیتر بهترین  لینک‏های داغ امروز در بالاترین، حداقل  سه اشتباه وجود دارد (البته بهترین لینک‏های داغ الزامن توسط با سواد ترین افراد فرستاده نشده‏اند) ولی این مساله واقعن برای من یک حساسیت شده. چند بار هم در کامنت‏ها به کاربران تذکر داده ام ولی ظاهرن اهمیت چندانی به آن داده نمی شود.

به عنوان مثال، یکی از ساده ترین اصول نگارش در مورد استفاده از علائم در نگارش زبان فارسی (و هر زبان دیگری) این است که:

 نقطه، کاما، دونقطه، نقطه ویرگول و علائم شبیه آن به کلمه ماقبل خودش می چسبد و با کلمه بعد خودش باید یک فاصله داشته باشد.

 

در این جمله ، استفاده از کاما نادرست است.

 

در این جمله ،استفاده از کاما به طرز وحشتناکی نادرست است.

 

در این جمله هم،استفاده از کاما نادرست است.

 

و بالاخره در این جمله، استفاده از کاما درست است.

 

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/8/27/1727318 

 

انقلابی به رنگ سبز لجنی!

جولای 20, 2009

این اسمی است که من برای این انقلاب گذاشته ام. فکر می کنم به زودی طرفداران موسوی تبدیل به طرفداران رفسنجانی خواهند شد و این اسم باب می شود:

انقلاب سبز لجنی!


این انقلابی است که به رفسنجانی آلوده است. انقلابی که رهبرش رفسنجانی جنایت کار باشد، چیزی جز ادامه ظلم و ستم، فساد، دیکتاتوری، عقب ماندگی، دشمنی با جامعه بین المللی، اقتصاد مونوپولی، صدور انقلاب اسلامی، حمایت از تروریسم و سرکوب آزادی و دمکراسی به ارمغان نخواهد آورد.

انقلابی که در راه است به کجا خواهد کشید؟

جولای 18, 2009

این مطلب را در ساعت 11 شب جمعه 26 تیر ماه 1388 می نویسم. امروز در مراسم نماز جمعه تهران رفسنجانی سخنرانی کرد. موسوی و کروبی هم در نماز جمعه شرکت داشتند ولی نه در میان مردمی که به داخل دانشگاه تهران راه داده نشده بودند بلکه در میان وابستگان حکومتی و در صف جلو نماز. خاتمی حتی به خودش زحمت شرکت در نماز جمعه را هم نداد. رفسنجانی در طی سخنرانی خودش حتی سیاست یکی به میخ و یکی به نعل را هم در پیش نگرفت و به جایش نه به میخ زد و نه به نعل. اگر در جریان اتفاقات اخیر نبودید و کاملن بی طرف به سخنان او گوش کرده بودید هیچ تفاوتی با سخنان معمولی نماز جمعه های قبلی نمی دیدید. حتی اگر خود خامنه ای هم آمده بود، کما بیش همین حرف ها را می زد که باید به حرف مردم گوش کرد، راه پیامبر راه مردمی بوده و تمام حرف های بی ارزش و کلی دیگر.

Khomeini hijack the Iranian revolution of 1979

Khomeini hijacks the Iranian revolution of 1979

اگر از دیدگاه مردم معترض و هیجان زده به این سخنان نگاه کنید، او مشتی زد به دهان خامنه ای! و اگر از دید مقام عظمی به این مساله نگاه کنیم، او بالاخره موفق شد که خشم مردم را فرو بنشاند. بزرگترین هدیه تولدی که خامنه ای در روز بعد از روز تولدش دریافت کرد.

به نظر می رسد تنها سخنانی که ارزش محتوایی برای مردم داشت این بود که رفسنجانی از حاکمیت خواست که مقدمات مذاکرات تلویزیونی را برای دو طرف فراهم کند. این یک تیغ دو لبه است و به خوبی سیاست همیشگی رفسنجانی را نشان می دهد. او در میان این دعوا قرار گرفته و هیچ کدام از طرفین به او به دید دشمن نگاه نمی کنند. به این ترتیب او می تواند صبر کند و به راحتی خودش را به گروه غالب بچسباند. مخصوصن که خوب می داند که در صورتی که مردم معترض پیروز شوند، پرونده های جنایت ها و خیانت های زیادی از او رو خواهد شد.

و اما پیش بینی آینده:

1- این فیلم که امروز از پل گیشا گرفته شده نشان می دهد که خامنه ای رفتنی است. حال می خواهد یک هفته دیگر باشد یا 6 ماه دیگر

2- طرفداران گروه سبز دقیقن می دانند که چه چیز نمی خواهند ولی حتی کوچکترین ایده ای ندارند از اینکه روز بعد از پایین کشیدن خامنه ای چه نوع حکومتی می خواهند.

3- فوبیای تفرقه و فراخواندن دیگران به سکوت و “خفه شدن” یکی از بزرگترین خطر ها برای برقراری یک حکومت آزاد بعد از سرنگونی رژیم کنونی است زیرا همان طور که چنین افرادی در انقلاب 57 نیز با اتکا با “وحدت کلمه” بر علیه دشمن مشترک، اجازه نقد و تحلیل را از کسانی که حتی چند درصد متفاوت از جریان اصلی بودند را ندادند و بعدن موجب سرکوب و دستگیری و اعدام و فراری شدن آنها شدند، این بار نیز خیلی زود تر از به نتیجه رسیدن این نهضت، شروع به حذف صدای مخالف کرده اند. این عمل، احتمال خطا را برای آنها بسیار زیاد می کند چون هیچ اخطاری را از کسی که خارج از این دایره (غیر خودی ها) باشد نمی شنوند.

4- این شرایط باعث می شود که فردی سودجو مثل خمینی بتواند تا لحظه آخر صبر کند و درست روز بعد از انقلاب، نتیجه کار را به نفع خود هایجک کند. همه چیز بستگی به حمایت کشورهای قدرتمند از فرد مذکور دارد زیرا من معتقدم که نه تنها در این لحظه سازمان های اطلاعات کشورهای پرقدرت در حال فعالیت 24 ساعته روی این اتفاق بزرگ هستند و تلاش می کنند که ایران آینده را به چنگ خودشان در آورند (یا بر سر تقسیم آن با هم به توافق برسند)، بلکه این اتفاق بخشی از برنامه هایی بوده که از خیلی پیش تر از اینها تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی شده بود. بعد از افغانستان و عراق که در دو طرف ایران واقع شده اند، فقط ایران باقی مانده تا به دمکراسی مدل خاور میانه ای که آمریکا برای مان به ارمغان آورده بپیوندد تا طرح دراز مدت خاور میانه صلح آمیز در کنار اسرائیل به مراحل موفقیت آمیزش نزدیک شود.

فردی که قرار است اتقلاب را هایجک کند می تواند رفسنجانی باشد زیر او با زبان سیاستمداران سرمایه دار غربی آشنایی کامل دارد و حاضر است برای به دست آوردن قدرت هر چیزی را بفروشد (همان طوری که خمینی همه چیز را در مقابل قدرت خودش فروخت). این می تواند یک ایده آل برای کشورهای صنعتی تشنه به نفت باشد. متاسفانه موسوی آنقدر کاریزماتیک نیست که بتواند قدرت را به تنهایی از آن خود کند و امثال رفسنجانی را دور بزند و در نهایت به دادگاهی عادل بکشاند. پس چاره ای نخواهد بود جز اینکه به افراد قدرتمند کنونی در صورت سازش با غرب بخشی از این شیرینی تعلق گیرد. در نتیجه احتمال تبدیل شدن ایران به یک حکومت شیخ نشینی بسیار زیاد است.

Khomeini takes over the power.

Khomeini takes over the power.

و اما ایده آل ترین اتفاقی که ممکن است از دید من برای ایران آینده بیافتد به این شرح است:

1- خامنه ای، شورای نگهبان، و بخش های قدرت شخصی و سازمانی انتخاب نشده به طور کل حذف شوند

2- یک دولت موقت و اضطراری با حضور نمایندگانی از احزاب و اقلیت های مختلف تشکیل شود

3- پیش نویس قانون اساسی جدیدی که مبتنی بردمکراسی و حقوق بشر و کاملن سکولار است با کمک سازمان ملل و جامعه بین الملل نوشته شود. این قانون می توان بر اساس دمکراسی نوع اول یا نوع دوم باشد

4- قانون اساسی جدید تحت نظر سازمان ملل به رفراندوم گذاشته شود

5- دادگاه های بی طرفی برای رسیدگی به جنایت های بشری مقامات جمهوری اسلامی تشکیل شده و به شخصیت های حقیقی و حقوقی اجازه داده شود که شکایت های خودشان را به این دادگاه ها رجوع دهند. دادگاه ها باید علنی باشد و در رسانه عای عمومی بازتاب داده شوند.

Saddam's Trial
Saddam’s Trial

ولی افسوس که تمام اینها بیشتر به یک رویا شبیه اند تا واقعیت.

لینک بالاترین:  http://balatarin.com/permlink/2009/7/18/1664399

من دارم اینجا دمکراسی می سازم، مفهوم شد؟ پس همگی شما خفه شید!

جولای 6, 2009

طرفداران احمدی نژاد خفه شید

اسرائیل خفه شو

مریم رجبی (؟) خفه شو

سلطنت طلبان خفه شید

هم جنس گراها خفه شید

چپی ها خفه شید

رضا پهلوی خفه شو

سکولارها خفه شید

طرفداران رفراندوم خفه شید

مذهبی نیستید؟ پس خفه شید

طرفداران رضا پهلوی خفه شید

آمریکا خفه شو

تحریمی ها خفه شید

اصلاح طلب نیستید؟ پس خفه شید

براندازها خفه شید

من دارم دمکراسی می سازم، مفهوم شد؟ پس همگی شما خفه شید بگذارید کارم را انجام بدم!

سوال از رییس جمهوری آمریکا – باراک اوباما

ژوئن 23, 2009

آقای رییس جمهور، همان طور که می دانید در ابتدا مردم ایران فقط در صدد پس گرفتن رای خودشان بودند ولی خیلی زود رفتار های رژیم باعث شد که خواست اکثریت مردم تغییر کرده و به جای احمدی نژاد، مقام رهبری را نشانه بگیرد و شعار ها از “رای من کجاست” به “آزادی” و “دمکراسی” تغییر کرده. آقای رییس جمهور حتمن خوب می دانید که با ادامه سیستم سیاسی کنونی در ایران، شانسی برای برقراری دمکراسی وجود نخواهد داشت. اگر مردم ایران تقاضای برگزاری یک رفراندوم در مورد نظام سیاسی آینده ایران داشته باشند و دولت کنونی جمهوری اسلامی در صدد سرکوب این خواست باشد، به عنوان یکی از پر نفوذ ترین کشورهای سازمان ملل چه حمایتی از این خواست مردم ایران خواهید کرد؟

تعریف حماقت از دیدگاه اینشتین

ژوئن 12, 2009
The definition of stupidity is doing the same thing over and over again and expecting different results – Albert Einstein


تعریف حماقت آن است که کاری را بارها و بارها تکرار کنیم و

انتظار داشته باشیم که نتیجه متفاوتی از آن به دست بیاوریم!

آلبرت اینشتین

پایان


تفاوت تحریمی ها و مشارکتی ها به طور خلاصه

می 28, 2009

tahrim-mosharekat-jadval

جملات معروف از دانشمندان و نویسندگان در مورد دین – قسمت اول

دسامبر 22, 2008

قسمت 1

1- بيان اين جمله که يک مذهبي شاد تر از يک انسان بي دين است حتي بيهوده تر از آن است که بگوييم يک فرد مست از يک انسان هوشيار شاد تر است. شادي ناشي از زودباوري يک کيفيت بي ارزش و خطرناک است – جرج برنارد شاو

2- ايمان يعني عدم تمايل به دانستن حقيقت – فريدريش نيچه

3- من به خدا اعتقاد دارم، فقط آن را به اين صورت مي نويسم: طبيعت – فرانک لويد رايت

4- ما بايد خدايي را که همه چيز را مي داند و داراي همه قدرت هاست زير سوال ببريم زيرا مخلوق ناقصي همچون انسان خلق کرده و وقتي اين مخلوق خطايي مرتکب مي شود، همه نقايص را به گردن مخلوقش مي اندازد – جين رادنبري

5- اين که افراد نادان ابتدا تسليم حماقت مي شوند و بعد نامش را خدا مي گذارند هميشه رفتاري نا بالغ بوده است و هيچ وقت رشد نکرده و همچنان نابالغ باقي مانده است – ايساک اسيموف

6- فرد را براي چيزي که به آن اعتقاد دارد به کليسا راه مي دهند ولي براي چيزي که مي فهمد از آنجا اخراج مي کنند – ساموئل کلمنز (مارک تواين)

7- دين براي مردم عادي حقيقت است، براي خرد مندان دروغين است، و براي حاکمان مفيد – سنکا (پسر)

8- فلسفه مجموعه اي است از سوالاتي که ممکن است هيچ وقت جواب داده نشود ولي دين مجموعه اي است از جواب ها که ممکن است هيچ وقت زير سوال نرود – گمنام

9- نه تنها خدا وجود ندارد بلکه لوله کش ها هم در روزهاي تعطيل آخر هفته وجود ندارند – وودي آلن

10- اگر من يک بي دين نبودم، به خدايي ايمان مي آوردم که انسان ها را براي تمام آنچه که هستند نجات مي دهد نه براي به زبان آوردن کلمات تکراري که از يک الگو تبعيت مي کنند (نماز). به نظرم چنين خدايي يک بي دين حقيقي و به دور از ريا را به آن کشيش هاي برنامه هاي تلويزيوني ترجيح مي داد که تمام مدت تکرار مي کنند خدا خدا خدا و تمام کاري که انجام مي دهند اين است: تحميق تحميق و تحميق – ايساک آسيموف

11- اعتقاد به ماورا طبيعه نمايانگر عدم قدرت تخيل است – ادوارد ابي

12- با دين يا بدون دين، مردم خوبي وجود خواهد داشت که اعمال خوب انجام مي دهند و انسان هاي شيطان صفتي که اعمالي شيطاني انجام مي دهند. ولي براي اينکه يک انسان خوب عملي شيطاني انجام دهد حتمن دين لازم است – استيون وينبرگ

13- من مي گويم مناره بلند يک کليسا که نوري از آن سو سو مي زند نشانه عدم اعتماد به نفس (مردمان داخل آن) است – داگ مک لويد

14- دو نوع انسان در اين دنيا هست: انسان خردمند بي دين و اسنان مذهبي بي خرد – عبدالعلا المعاري

15- با توجه به اينکه هر آنچه کتاب مقدس و کليسا در مورد “ما از کجا آمده ايم” به ما گفته بودند غلط از آب در آمد، چطور مي شود به آنها اعتماد کرد که به ما بگويند به کجا مي رويم؟ – ناشناس

16- من به آنهايي که ادعا مي کنند مي دانند خدا چه چيزي از آنها مي خواهد هيچ اعتمادي ندارم زيرا متوجه شده ام که هميشه در راستاي شهوات خودشان است – سوزان ب آنتوني

17- پديده هايي که وجود ندارند با پديده هايي که پنهان هستند خيلي شبيه اند – دلوس ب مک نون

18- دو دستي که کار مي کند به مراتب از هزاران دستي که براي نيايش به هم چسبيده اند کار بيشتري انجام مي دهند – ناشناس

19- اتئيسم يک انسان را رها مي کند با خرد محض، با فلسفه ناب، با پرهيزگاري نشات گرفته از طبيعت، با قانون، با حفظ شرف و آبرو. حتي اگر دين به طور کل نابود شود، همگي اين مفاهيم راهنماي او به دنياي پرهيزگاري واقعي و مبتني بر اخلاق اند در حالي که دين مداري آسماني تمام اين صفات را به پايين کشيده و يک حکومت مطلقه تک قطبي را در ذهن بشر استوار مي سازد. فرانسيس بيکن

20- خداوند عهد عتيق با تکيه بر کتاب عهد عتيق تنفر انگيز ترين افسانه است: او حسود و متفرعن است، او يک موجود حقير و ناعادل و يک رواني خارج از کنترل و غير قابل بخشش است؛ يک کينه اي که به خون تشنه است، کسي که فرهنگ هاي زيادي را از جهان محو کرده است، يک زنباره، کسي که از همجنس گرايان وحشت دارد، نژاد پرست است، کسي که از کشتن کودکان لذت مي برد، نسل کشي مي کند، کسي که فرزندان خودش را به قتل مي رساند، کسي که بيماري هاي مسري و کشنده به جهان مي نازل مي کند، يک موجود خود بزرگ بين، سادومازوخيست، کسي که به طور غير قابل پيش بيني تبديل به يک ديو يا شيطان و به دور از هرگونه مظاهر تمدن مي شود – ريچارد داوکينز

ترجمه ای از

101 Atheist Quotes

امروز را به خاطر بسپارید، امروز بالاخره در اجزای قدرت حاکمه شکاف ایجاد شد

می 7, 2008

دیروز خبری منتشر شد که تعداد زیادی از نماینده های مجلس مشغول جمع کردن امضا برای برخورد با رفتار خاتمی بودند (لینک). این برخورد در راستای سخنرانی هفته پیش خاتمی در دانشگاه گیلان بود که گفته بود منظور امام از صدور انقلاب این نبود که ما اسلحه بگيريم و در ديگر کشورها انفجار ايجاد کنيم و گروههايي درست کنيم که در ديگر کشورها خرابکاري کنند. خاتمی همچنین گفت که امام بشدت با اين رفتارها مخالف بود و برخورد مي‌ کرد.

———————————————————-

خوشحالم، خیلی خیلی خوشحالم.

خوشحالی من از جنس خوشحالی همان بچه ایست که با هیجان فریاد زد “پادشاه لخت است”

بله، پادشاه واقعن لخت بود و همه هم می دیدند که او لخت است و حتی وقتی بچه فریاد زد “پادشاه لخت است” همه با سرزنش به او نگاه کردند. حتی شاید بعضی ها قصد داشتند او را به پای چوبه دار بکشانند. هر چند همه آنها هم پادشاه را لخت می دیدند ولی باید این گناه را گردن کسی می انداختند.

می گویید کودک شادی نکرد؟ من به شما می گویم. او شادی کرد، اوج شادی کودک وقتی بود که بعد از ترس به دار کشیده شدن، بالاخره همه اعتراف کردند که آنها هم پادشاه را لخت می دیدند و همه دروغ گفته بودند. چه لذتی بیش از این که بعد از تمام اتهامات، در نهایت همه اعتراف کنند که تو در گفتارت صادق بودی و آنها هرگز با خود صادق نبودند؟

امروز روز شادی تحریم کنندگان انتخابات است که با تمام وجود به آزادی و شادی و رفاه مردم معتقد بودند. باید همه ما این روز بزرگ را جشن بگیریم.

امروز روزی است که همه آنهایی که فلاکت و بدبختی زندگی مردم را بعد از باز گشتن از صندوق رای دیدند و از عصبانیت این فلاکت را به دوش تحریم کنندگان انداختند و مسئولیت این اشتباه بزرگ خودشان را قبول نکردند، بالاخره فهمیدند که بهترین راه از پا در آمدن این رژیم افراط بیش از حد است.

نه! ما انتظار نداریم که شما به این اشتباه بزرگ تان اعتراف کنید. همانطور که انتظار نداریم پدرانمان به اشتباهی که با رای دادن به یک پیر خرفت مثل خمینی کردند اعتراف کنند. ما مطمئن هستیم که شما این کار را نمی کنید. همین قدر کافی است که خودتان پی ببرید که خاتمی بزرگترین نجات دهنده رژیم رو به زوال جمهوری اسلامی بود.

مطمئن هستم اگر در آن روز دوم خرداد لعنتی، مردم ما فریب روباهی مثل خاتمی را نخورده بودند و مثل یک انسان آزاده از رای دادن سرپیچی کرده بودند و ناطق نوری انتخاب شده بود، امروز حکومت ملاهای خرفت یا به زباله دان تاریخ رفته بود و یا آخرین نفس های متعفن خودش را می کشید.

احمدی نژاد بزرگترین نعمت برای ملت بی فکر ما بود. اگر قرار باشد کسی باعث نابودی این حکومت شیطانی شود، فقط فردی مثل احمدی نژاد خواهد توانست این حرکت بزرگ را با تند روی و بی فکری به نتیجه برساند. اگر قرار باشد کسی حیات این حکومت رو به فنا را نجات دهد، فقط و فقط اصلاح طلبان خواهند توانست این مردم بی فکر را دوباره فریب دهند و هر بار 4 سال دیگر زمان برای امثال خمینی و خامنه ای زمان بخرند.

دولت مردان کودن ایران بالاخره در تله اقتصادی ابر قدرت ها افتادند، پول باد آورده نفت چشم شان را کور و عقل شان را بیش از پیش زائل کرد و سودای قدرت شان و مبارزه برای قدرت باعث شکاف در این مجموعه پر قدرت و متحد شد.

امید وارم این سگ های ولگرد گرسنه از هر دو سوی حاکمیت، اصلاح طلب و محافظه کار، به هم حمله کنند و برای این تکه گوشت همدیگر را بدرند.

دوستان، امروز را به خاطر بسپارید!

امروز روز بزرگی است

امروز شمارش معکوس دولت جمهوری اسلامی شروع شد.

———————————————————-