اشکال عمدهای که من و هم فکران من به حامیان اصلاح طلبان حکومتی میگیریم، مسئله عدم اعتقاد این رهبران به میهن دوستی، سکولاریسم، دمکراسی، آزادی، و منشور حقوق بشر سازمان ملل است. اینها دقیقن خواسته های ما برای یک ایران نوین هستند. مهم هم نیست که چقدر پیاده سازی چنین مفاهیمی دشوار و زمان بر است. بلکه مساله مهم تر این است که در درجه اول ما نمایندگی جامعه را فقط به کسانی می توانیم واگذار کنیم که حداقل در گفتار و رفتارشان اعتقادی به این خواستهها وجود داشته باشد. در حالی که هر بیانیهای که از دفتر آقای موسوی منتشر میشود، چیزی جز تکرار خواستههای اسلامگرایان حکومتی که مسبب ویرانیهای سه دهه گذشته در این کشور هستند، دیده نمی شود.
در عدم وجود چنین مانیفستی در بیانیههای اصلاح طلبان حکومتی، تنها آلترناتیو موجود که پتانسیل رهبری قشر میهن دوست، سکولار، و خواهان دمکراسی و حقوق بشر را دارد، کسی جز آقای رضا پهلوی نیست. البته فارغ از بحث جمهوری/مشروطه که دائم در میان قشر پیشرو در می گیرد، چرا که جواب بسیار ساده به این سوال این است که بگذاریم مردم این انتخاب را بکنند چرا که آقای رضا پهلوی میتوانند هم به عنوان یک رییس جمهور و هم به عنوان یک پادشاه مشروطه نقش بازی کنند و در حالی که هر کدام ما نظری در این مورد داریم، در نهایت همه چیز باید توسط رای گیری تعیین شود.
چند هفتهای از مصاحبه آقای رضا پهلوی با آقای بیژن فرهودی که به دلایلی در صدای آمریکا پخش نشد میگذرد. مصاحبه بسیار خوبی بود و آقای فرهودی سوالات بدون تعارفی از آقای پهلوی پرسیدند. در دقیقه 6:24 قسمت دوم مصاحبه این سوال پرسیده شد که: با کمال احترامی که برای شما قائلم، بسیاری معتقدند که شما در این سی و یک ساله فقط حرف زدهاید و عمل متهورانهای انجام ندادهاید. هیچ اقدام جسورانه ای نکردهاید… آیا شما فکر میکنید برکناری این حکومت با این صحبت هایی که ارائه میدهید میسر خواهد بود؟
به غیر از جواب خوبی که به این سوالات داده شد، در پایان قسمت سوم مصاحبه، دقیقه 8:50 آقای رضا پهلوی این مطالب را اضافه کردند:
بعد از 30 سال، دیگر از حرف زدن خسته شده ام و به اندازه کافی هم گفتهام. کمتر کسی است که نداند من در این سالها سه کتاب و چند صد مصاحبه و سخنرانی داشتهام. اگر هنوز من را نشناخته باشند، … یا من نتوانستهام درست حرفم را بیان کنم و یا اصلن نمیخواهند که این حرفها را درک کنند. در نتیجه تمرکزم را گذاشتهام روی اینکه یک جایی به مرحله عمل برسیم … من در هر صورت وقت خودم را دارم صرف این مسائل میکنم. ممکن است اینها علائمی نباشند که مردم انتظار دارند بشنوند و از خودشان بپرسند که خوب پس چه کاری دارد میکند؟ ولی بدانید که من دارم کار خودم را در حد توانم تا آنجایی که نفس در سینه دارم انجام میدهم.
مبنای نوشته امروز من دقیقن روی همین جواب آخر آقای پهلوی است. اجازه میخواهم که با نظر شما مخالفت کنم و نظر صادقانه خودم را در زیر به طور خلاصه و فهرست وار بیان کنم:
قسمت اول، مشکلات:
الف: کمبود رابطه نزیک میان آقای رضا پهلوی با عامه مردم چه در داخل و چه در خارج از کشور. آقای رضا پهلوی، باور بفرمایید که با وجود همه این کتاب ها و مصاحبه ها، قسمت عمدهای از جامعه نه با نظرات شما آشنا هستند و نه راهی برای به دست آوردن اطلاعات در این زمینه در دست دارند. این مساله تا حدی نا امید کننده است که حتی قشر تحصیل کرده و نسبتن مطلع جامعه هم اطلاعاتش به چیزی که در کتاب های دوره راهنمایی مدارس جمهوری اسلامی خواندهاند خلاصه میشود. از نظر من که حامی عقاید سکولار و آزادیخواهانه و میهن دوستانه شما هستم، وظیفه شما بر طرف کردن این ابهامات و جوابگویی به سوالات مردم است. به عبارت دیگر این شما هستید که باید قدم اول را بردارید و نباید منتظر باشید که خود مردم پیشگام باشند چرا که پروپگندای جمهوری اسلامی اجازه قضاوت عادلانه را به مردم نمیدهد
ب: یکی از دلایل مهم رو آوردن قشر جوان تحصیل کرده به اصلاح طلبان حکومتی این است که احساس میکنند هیچ آلترناتیوی به غیر از این راه موجود نیست. این احساس از اینجا ناشی میشود که طبیعتن هر کسی که صدای بلند تری داشته باشد، به گوش آنها می رسد. یعنی اگر قسمت مهمی از اجتماع چیزی در مورد شما نمیداند به این دلیل است که صدای شما به اندازه کافی و به بلندی به آنها نمیرسد یا به عبارت دیگر رسانه منسجمی که شما را به مردم معرفی کند در دست نیست. لطفن فراموش نکنید که در کشوري که خواندن کتاب و ورود به اینترنت يک کار لوکس به شمار میرود، دیدن و شنیدن نقش مهم تری درتبلیغات دارند
پ: اسلامگرایان راست و چپ نظام همیشه برای تضعیف مواضع شما، حامیان تان را ابتدا به سلطنت طلبان تقلیل دهند و سپس با استفاده از چسباندن شما به تلویزیون های لس آنجلسی و تمسخر آنها که یا به عمد و یا از روی بیمبالاتی چهره نادرستی از ایران خارج نشین ترسیم میکنند، امکان آشنایی مردم را با گفتار و اندیشههای شما، در نطفه خفه میکنند
ت: عدم وجود یا کمرنگ بودن اتاق فکری منسجم گروههای حامی میهن دوستی، سکولاریسم، دمکراسی، و حقوق بشر در یک مجموعه منسجم با مانیفست مشخص
ث: عدم پشتیبانی عملی کشورهای توسعه یافته از قشر آزادیخواه ایران و حمایت ضمنی از اصلاح طلبان اسلامگرای داخل کشور به عنوان یک آلترناتیو به دلیل حضور پر رنگ و قوی لابیستها و مبلغان اصلاح طلبان حکومتی در خارج از کشور
قسمت دوم، پیشنهادات:
به نظر من، به جز مورد آخر که مساله بسیار مهمی هم هست، میشود در تمام موارد دیگر راهکارهای خلاقانهای ارائه کرد. به عنوان مثال، راهکارهای (پیش نویس) من به این ترتیب است:
الف: افزایش ارتباط چهره به چهره با مردم. سفر کردن به کشورهایی که جمعیت ایرانی نشین زیادی دارند و ترتیب دادن جلسات گفتگو با مردم. البته این مسلم است که مخالفان تمام سعی خودشان را خواهند کرد که چنین جلساتی یا بر پا نشود و یا تخریب شود. ولی نباید از این کار واهمهای داشت چون به عقیده من در این برهه از زمان که نارضایتی به اوج رسیده و رژیم جمهوری اسلامی بارها از ترفندهای این چنینی استفاده کرده، هر نوع رفتار ضد فرهنگی مخالفان بیشتر باعث تبلیغ مثبت برای شما خواهد بود و در ضمن کمک میکند که اسم شما بیشتر مطرح شود. کانادا، انگلیس، حداقل یکی از کشورهای اسکاندیناوی، ترکیه، و از همه مهم تر دبی بهترین مقاصد برای چنین جلساتی خواهد بود
ب: ایجاد تشکیلات منسجم با حمایت خودجوش و انتشار مجله، روزنامه، فیلمهای هفتگی مصاحبه و داشتن یک سایت خبری مستقل از سایتِ شخصی رضا پهلوی دات ارگ که در آن افرادی از قشرهای مختلف اجازه فرستادن مطالب خبری و مقالات و محتوای سیاسی اجتماعی را داشته باشند
پ: ایجاد کانالهایی در داخل کشور و تبلیغ برای تشکیلات در شهرهای مختلف
ت: تمرکز روی جذب قشر جوانی که در نبود آلترناتیو، به ناچار و بالاجبار به اصلاح طلبان حکومتی رو آوردهاند
ث: تلاش بیشتر برای شناساندن مفهوم جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) به قشر مذهبی و از بین بردن وحشت شان از این مفهوم
ج: ایجاد ارتباط مستقیم و تلاش برای استفاده از پایگاه های سکولار، دمکرات، و آزادیخواهی که در حال حاضر فعال هستند. گروههایی از نویسندگان در وب سایتهای مستقل، سالهاست که چنین پایگاه هایی را ایجاد کرده اند و پتانسیل بسیار خوبی برای توسعه صدای قشر سکولار و دمکرات در دست دارند
چ: ایجاد ارتباط مستقیم با اشخاص یا گروه های سیاسی که در خارج از کشور که به دلیل تلاش برای جلوگیری از تحریم و جنگ علیه ایران به ناچار از منافع اصلاح طلبان حکومتی دفاع میکنند و سعی در تبلیغ برای یک رفراندوم آزاد به جای توسل به اصلاح طلبان حکومتی
ح: ساختن پرزنتیشن، فیلم های مستند و تبلیغاتی روشنگرانه، و ایجاد ارتباط با سیاستمداران کشورهای توسعه یافته برای آگاهی دادن بیشتر به آنها و همچنین انتشار این فیلم ها و پرزنتیشن ها برای عموم
–
به نظر من، با اینکه تمام این روشها وقت و انرژی زیادی لازم دارد ولی تقریبن برای هر کدام از این پیشنهادها میشود از کمکهای قشری که سالهاست به تنهایی در حال مبارزه است استفاده کرد
–
با سپاس فراوان از دوستانی که هم فکری کردند تا این مطلب کامل تر بشود
بسیار عالی. خلاصه و مفید و پر معنی بود پتریک جان