Archive for جولای, 2009

انقلابی به رنگ سبز لجنی!

جولای 20, 2009

این اسمی است که من برای این انقلاب گذاشته ام. فکر می کنم به زودی طرفداران موسوی تبدیل به طرفداران رفسنجانی خواهند شد و این اسم باب می شود:

انقلاب سبز لجنی!


این انقلابی است که به رفسنجانی آلوده است. انقلابی که رهبرش رفسنجانی جنایت کار باشد، چیزی جز ادامه ظلم و ستم، فساد، دیکتاتوری، عقب ماندگی، دشمنی با جامعه بین المللی، اقتصاد مونوپولی، صدور انقلاب اسلامی، حمایت از تروریسم و سرکوب آزادی و دمکراسی به ارمغان نخواهد آورد.

انقلابی که در راه است به کجا خواهد کشید؟

جولای 18, 2009

این مطلب را در ساعت 11 شب جمعه 26 تیر ماه 1388 می نویسم. امروز در مراسم نماز جمعه تهران رفسنجانی سخنرانی کرد. موسوی و کروبی هم در نماز جمعه شرکت داشتند ولی نه در میان مردمی که به داخل دانشگاه تهران راه داده نشده بودند بلکه در میان وابستگان حکومتی و در صف جلو نماز. خاتمی حتی به خودش زحمت شرکت در نماز جمعه را هم نداد. رفسنجانی در طی سخنرانی خودش حتی سیاست یکی به میخ و یکی به نعل را هم در پیش نگرفت و به جایش نه به میخ زد و نه به نعل. اگر در جریان اتفاقات اخیر نبودید و کاملن بی طرف به سخنان او گوش کرده بودید هیچ تفاوتی با سخنان معمولی نماز جمعه های قبلی نمی دیدید. حتی اگر خود خامنه ای هم آمده بود، کما بیش همین حرف ها را می زد که باید به حرف مردم گوش کرد، راه پیامبر راه مردمی بوده و تمام حرف های بی ارزش و کلی دیگر.

Khomeini hijack the Iranian revolution of 1979

Khomeini hijacks the Iranian revolution of 1979

اگر از دیدگاه مردم معترض و هیجان زده به این سخنان نگاه کنید، او مشتی زد به دهان خامنه ای! و اگر از دید مقام عظمی به این مساله نگاه کنیم، او بالاخره موفق شد که خشم مردم را فرو بنشاند. بزرگترین هدیه تولدی که خامنه ای در روز بعد از روز تولدش دریافت کرد.

به نظر می رسد تنها سخنانی که ارزش محتوایی برای مردم داشت این بود که رفسنجانی از حاکمیت خواست که مقدمات مذاکرات تلویزیونی را برای دو طرف فراهم کند. این یک تیغ دو لبه است و به خوبی سیاست همیشگی رفسنجانی را نشان می دهد. او در میان این دعوا قرار گرفته و هیچ کدام از طرفین به او به دید دشمن نگاه نمی کنند. به این ترتیب او می تواند صبر کند و به راحتی خودش را به گروه غالب بچسباند. مخصوصن که خوب می داند که در صورتی که مردم معترض پیروز شوند، پرونده های جنایت ها و خیانت های زیادی از او رو خواهد شد.

و اما پیش بینی آینده:

1- این فیلم که امروز از پل گیشا گرفته شده نشان می دهد که خامنه ای رفتنی است. حال می خواهد یک هفته دیگر باشد یا 6 ماه دیگر

2- طرفداران گروه سبز دقیقن می دانند که چه چیز نمی خواهند ولی حتی کوچکترین ایده ای ندارند از اینکه روز بعد از پایین کشیدن خامنه ای چه نوع حکومتی می خواهند.

3- فوبیای تفرقه و فراخواندن دیگران به سکوت و “خفه شدن” یکی از بزرگترین خطر ها برای برقراری یک حکومت آزاد بعد از سرنگونی رژیم کنونی است زیرا همان طور که چنین افرادی در انقلاب 57 نیز با اتکا با “وحدت کلمه” بر علیه دشمن مشترک، اجازه نقد و تحلیل را از کسانی که حتی چند درصد متفاوت از جریان اصلی بودند را ندادند و بعدن موجب سرکوب و دستگیری و اعدام و فراری شدن آنها شدند، این بار نیز خیلی زود تر از به نتیجه رسیدن این نهضت، شروع به حذف صدای مخالف کرده اند. این عمل، احتمال خطا را برای آنها بسیار زیاد می کند چون هیچ اخطاری را از کسی که خارج از این دایره (غیر خودی ها) باشد نمی شنوند.

4- این شرایط باعث می شود که فردی سودجو مثل خمینی بتواند تا لحظه آخر صبر کند و درست روز بعد از انقلاب، نتیجه کار را به نفع خود هایجک کند. همه چیز بستگی به حمایت کشورهای قدرتمند از فرد مذکور دارد زیرا من معتقدم که نه تنها در این لحظه سازمان های اطلاعات کشورهای پرقدرت در حال فعالیت 24 ساعته روی این اتفاق بزرگ هستند و تلاش می کنند که ایران آینده را به چنگ خودشان در آورند (یا بر سر تقسیم آن با هم به توافق برسند)، بلکه این اتفاق بخشی از برنامه هایی بوده که از خیلی پیش تر از اینها تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی شده بود. بعد از افغانستان و عراق که در دو طرف ایران واقع شده اند، فقط ایران باقی مانده تا به دمکراسی مدل خاور میانه ای که آمریکا برای مان به ارمغان آورده بپیوندد تا طرح دراز مدت خاور میانه صلح آمیز در کنار اسرائیل به مراحل موفقیت آمیزش نزدیک شود.

فردی که قرار است اتقلاب را هایجک کند می تواند رفسنجانی باشد زیر او با زبان سیاستمداران سرمایه دار غربی آشنایی کامل دارد و حاضر است برای به دست آوردن قدرت هر چیزی را بفروشد (همان طوری که خمینی همه چیز را در مقابل قدرت خودش فروخت). این می تواند یک ایده آل برای کشورهای صنعتی تشنه به نفت باشد. متاسفانه موسوی آنقدر کاریزماتیک نیست که بتواند قدرت را به تنهایی از آن خود کند و امثال رفسنجانی را دور بزند و در نهایت به دادگاهی عادل بکشاند. پس چاره ای نخواهد بود جز اینکه به افراد قدرتمند کنونی در صورت سازش با غرب بخشی از این شیرینی تعلق گیرد. در نتیجه احتمال تبدیل شدن ایران به یک حکومت شیخ نشینی بسیار زیاد است.

Khomeini takes over the power.

Khomeini takes over the power.

و اما ایده آل ترین اتفاقی که ممکن است از دید من برای ایران آینده بیافتد به این شرح است:

1- خامنه ای، شورای نگهبان، و بخش های قدرت شخصی و سازمانی انتخاب نشده به طور کل حذف شوند

2- یک دولت موقت و اضطراری با حضور نمایندگانی از احزاب و اقلیت های مختلف تشکیل شود

3- پیش نویس قانون اساسی جدیدی که مبتنی بردمکراسی و حقوق بشر و کاملن سکولار است با کمک سازمان ملل و جامعه بین الملل نوشته شود. این قانون می توان بر اساس دمکراسی نوع اول یا نوع دوم باشد

4- قانون اساسی جدید تحت نظر سازمان ملل به رفراندوم گذاشته شود

5- دادگاه های بی طرفی برای رسیدگی به جنایت های بشری مقامات جمهوری اسلامی تشکیل شده و به شخصیت های حقیقی و حقوقی اجازه داده شود که شکایت های خودشان را به این دادگاه ها رجوع دهند. دادگاه ها باید علنی باشد و در رسانه عای عمومی بازتاب داده شوند.

Saddam's Trial
Saddam’s Trial

ولی افسوس که تمام اینها بیشتر به یک رویا شبیه اند تا واقعیت.

لینک بالاترین:  http://balatarin.com/permlink/2009/7/18/1664399

من دارم اینجا دمکراسی می سازم، مفهوم شد؟ پس همگی شما خفه شید!

جولای 6, 2009

طرفداران احمدی نژاد خفه شید

اسرائیل خفه شو

مریم رجبی (؟) خفه شو

سلطنت طلبان خفه شید

هم جنس گراها خفه شید

چپی ها خفه شید

رضا پهلوی خفه شو

سکولارها خفه شید

طرفداران رفراندوم خفه شید

مذهبی نیستید؟ پس خفه شید

طرفداران رضا پهلوی خفه شید

آمریکا خفه شو

تحریمی ها خفه شید

اصلاح طلب نیستید؟ پس خفه شید

براندازها خفه شید

من دارم دمکراسی می سازم، مفهوم شد؟ پس همگی شما خفه شید بگذارید کارم را انجام بدم!