قبل از اینکه دلایل خودم را برای تحریم انتخابات توضیح دهم، مایلم ابتدا واقعیت هایی را مطرح کنم:
1- انتخاب تندرو های مذهبی و محافظه کاران بی خرد خارج از بحث است و معمولن بحث بر سر این است که آیا باید به اصلاح طلبان رای داد یا نه؟
2- یکی از مهم ترین عوامل در جوامع پیشرفته که باعث می شود فرهنگ دموکراسی به سطح بهتری برسد (حتی اگر ایده آل نباشد) این است که افراد جامعه به جای اینکه پیش قضاوت کنند که قرار است به کدام “فرد” رای بدهند، در درجه اول سعی می کنند که “خواسته” های خودشان را بفهمند و بعد از میان کاندیدا ها، کسی را که در راستای اهداف آنهاست انتخاب می کنند. بنابر این هدف اصلی این است که بدانیم که “خواسته ها”ی ما چیست زیرا کاندیداها برای ما خدمت می کنند نه اینکه ما برای آنها.
3- برای اینکه این بحث باز شود اول استدلال خودم را با لیست کردن خواسته های خودم، به عنوان یک شهر وند کاملن عادی، شروع می کنم:
- * ایران بتواند در کمتر از 10 سال از نظر اقتصادی، رفاه اجتماعی و دیپلماتیک از امارات جلو بزند.
- * شاهد این باشیم که حد اقل 1 تریلیون دلار سرمایه گذاری خارجی جذب شود.
- * ساختار معماری و مهندسی خانه های زشت و بدترکیب و بی کیفیت ایران تغییر اساسی کرده و با خانه هایی با مهندسی و معماری روز جایگزین شود.
- * آمار بیکاری به زیر 10% برسد.
- * دولت به اندازه فقط یک ساختمان کوچک شود و سیستم های اتوماتیک جایگزین سیستم های دستی و کاغذی کند، فاسد، عقب افتاده و کهنه شود.
- * مردم ایران آبروی از دست داده خودشان را دوباره به دست بیاورند و به شهروند ایرانی در کشورهای دیگر احترام گذاشته شود.
- * آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور به حد استاندارد بین المللی برسد.
- * قانون کشور به سطح قانون های بین المللی که دهه ها یا قرن ها در بسیاری از کشورهای جهان پیاده سازی می شود برسد، و به طور مساوی برای بزرگ و کوچک و ضعیف و قوی بدون هیچ گونه دخالت دین اجرا شود.
- * رسانه های کشور تلاش کنند که شادی از دست رفته مردم به آنها بازگرداننده شود. دولت هیچ گونه مبارزه ای با گسترش فرهنگ عامیانه نکند و به جای تلاش برای ایجاد جو افسردگی، عزاداری، وفات و تزریق کذایی دین در جامعه، به رسانه ها اجازه داده شود تا محتوا های شادی بخش همچون موسیقی، فیلم، مجلات و نمایش های عامیانه در جامعه گسترش پیدا کند و عریان گرایی در حد معقولی که در اکثر کشورهای دنیا نمایش داده می شود آزاد شود.
- * به تمام مردم آزادی داده شود تا خودشان نوع لباس، خوراک، دین، عقیده و غیره را تعیین کنند. به این ترتیب دولت هیچ گونه حقی برای جلوگیری از عریان گرایی، مشروب و غیره را نخواهد داشت.
- * مبارزه اصولی و صحیح با اعتیاد و قاچاق به اجرا در آید.
- * تجارت کشور کاملن آزاد شده و موقعیت کاری برابر برای همه شهروندان به طور مساوی و بدون در نظر گرفتن جنس، گرایش مذهبی، گرایش جنسی، اعتقادات، سابقه خدمات و غیره در نظر گرفته شود.
- * روابط کاملن دوستانه و قوی با بیشترین تعداد کشورهای دنیا بر اساس منافع ملی برقرار شود (نه بر اساس ایدئولوژی و گرایشات اخلاقی). رابطه با آمریکا به دلیل منافع بیشماری که برای کشورمان خواهند داشت باید در بالاترین اولویت قرار بگیرد.
4- من خواسته های خودم را به عنوان یک شهروند (نه یک مبلغ یا سیاستمدار) با “صداقت، صراحت و روشنی” بیان کردم. اینها در واقع خروجی یا نتیجه خواسته های من برای ایران 10 سال آینده است و شما می توانید آنها را به چالش بکشید. در هر حال فکر می کنم که شرکت در انتخابات باعث تداوم سیستم موجود خواهد شد و هرگز به نتیجه مورد نظر خودم نخواهم رسید.
بسیار خوب! مشکل من با اصلاح طلب ها دقیقن در همین جاست! مبلغین اصلاح طلب ها هرگز لیستی از “خواسته های” خودشان را به طور صریح و روشن منتشر نکرده اند. به جای این کار همیشه فقط و فقط برای فرد یا گروه خاصی تبلیغ کرده اند که این احساس را (درست یا غلط) ایجاد می کند که این طرفداری بیشتر جنبه گروهی و حزبی دارد نه تلاشی برای رسیدن به “هدف” هایی “روشن” و “خاص”. اگر ما ندانیم که بعد از شرکت در انتخابات قرار است به کجا برسیم و فقط بشنویم که “باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد” یا اینکه “اوضاع بهتر می شود”، آیا عقل سهیم اجازه می دهد که زحمت فکر کردن به این وعده های نا واضح و غیر قابل اندازه گیری شما را به خود بدهیم؟
——–
بنا بر این در همین جا می خواهم از همه دوستان طرفدار مشارکت و تحریم درخواست کنم که به جای مطرح کردن شعار های کلی، ناواضح، و غیر قابل اندازه گیری، در ابتدا فقط و فقط لیستی از خواسته های خود را (اعم از خواسته های خیالی، واقعی، غیر واقعی، رویایی و غیره) به صورت روشن و شفاف و قابل اندازه گیری، برای ایران بعد از 4 یا 8 یا 12 سال دیگر بیان کنند.
این قضیه مخصوصن متوجه مبلغین فعال برای مشارکت در انتخابات از جمله آقایان ابطحی، بهنود، درخشان و نبوی می شود. بار دیگر از همه شما می خواهم که “توقعات” و ”خواسته” های خودتان را به صورت روشن و واضح، چه واقع گرایانه، چه غیره، از نمایندگان و رییس جمهور بعدی منتشر کنید. من و بسیاری از دوستان مایلیم بدانیم در ذهن و تخیلات خودتان، ایران را بعد از 4 یا 8 یا 12 سال دیگر در کجای این جهان می بینید؟ (یا دوست دارید ببینید؟)




لینک در بالاترین