فراخوان گردهمایی آزادیخواهان و منتقدان مستقل

دسامبر 20, 2009 با Patrick

ایمیل های زیر گزیده ایمیل هایی است که در این چند روز از دوستان عزیزم دریافت کرده ام. بر خلاف انتظارم، تعداد افرادی که در این حرکت ما را همراهی کردند خیلی زیاد بود و همه از دوستان بسیار خردمند و فرهیخته هستند که برای من ارزش بسیاری داشت و جای امیدواری بسیار است:

————–

سلام پاتریک جان

ترديدی ندارم که مردم ايران حکومت اسلامی و  یاحسين میرحسين، نمي خواهند و تنها دارند از فضای درگیری بين این جناحها برای نجات و مبارزه خودشان استفاده می کنند. اینها هم باید خودشان را با مردم تطبیق بدهند نه عده ای آدم که آینده ای هم ندارند، این براي خودشان پیشتر از همه مهم است. موافقم که تاثیر این لینکت خیلی زیاد بود. همه آنهایی که باید ببینند، دیدند.
شاد و سالم باشي

————–

سلام و درود بر پاتریک عزیز

سوال‌های آخری که مطرح کردی تیر آخر را زد. یک هفته سکوت خیلی خوبه و حداقل همراهی با پالیتیکزه که قربانی تبعیض شده. اینکه لینک تا الان حذف نشده و سوال‌هات از طرف بالایار4 بی پاسخ موندند همون چیزی هستند که ما می خواستیم… امروز دیدم اون سوال‌ها را طرح کردی و بی جواب موندند خیلی خوشحال شدم. جالبه یکی از همین هایی که منفی داده هم با بی جواب موندن سوالها خودش اعتراف کرده که حق با ما بوده.

به بالاترین با این وضعی که پیش اومد امیدی نیست و روز به روز هم از اعتبارش کم میشه و به رسانه‌ی سبزنماها تقلیل پیدا می کنه. … معلوم شد که بی طرفی مورد ادعاشون تا چه حد هست!
یک عده آدم هوچی و جو زده و احساساستی و سانسور چی اون رو در اختیار گرفتند. جواب شان به حرفهای و مستندات من توی لینک قبلیت نشون داد که توی منطق وشیوه دفاع و حمله هیچ فرقی با امثال احمدی نژاد ندارند و من هم دیدم جوابش را ندم بهتره.

پاتریک جان یک پیشنهاد
به نظرت میشه یک سایت مثل دنباله یا بالاترین درست کرد با این تفاوت و این روال که کاربرهاش محدود و مشخص باشند و لینک‌هاش خبرهای تحلیلی و عمیق باشن و کاربرها بنشینن نقد کنن و نظر بدن؟ یک بخشی هم درباره ي اخبار روز باشه که مهم ترین خبرها را ارائه بده.
اگه بشه همچین کاری کرد، یک چیز درست و حسابی میشه. الان خیلی از نوشته های به درد بخور و عمیق و انتقادی و دیده نمی‌شن. این کار می‌تونه این کمبود را جبران کنه و هم اینکه یک آلترناتیو برای بالاترین باشه.

اولاً نظرت چیه
و دوماً اگه موافق هستی می‌تونی یا کسی را سراغ داری که امکانات اولیه مثل دامین و سایتش را داشته باشه؟

————-

پاتریک عزیز و گرامی‌ سلام

همونجور که قبلن گفتم بالاترین رو به مدت یه هفته تحریم کردم که خوشبختانه با تصمیم جمعی‌ بعضی‌ از دوستان از جمله شما هم شروع شد. در حقیقت همین الان هم تحریم هستم به همین دلیل نمی‌خوام نظر و رایی بدم که اگه اینجور نبود مطمئناً در بحث لینک شما شرکت می‌کردم که توسط اوباش سبزنما در آستانه حذف شدنه و مزخرفات و منطق بند تمبونی اونها هم به کرّات در کامنت‌های زیر لینک مشخصه. به قول یکی‌ از دوستان که جایی‌ برام پیغام گذشته بود که تحریم شما تاثیر چندانی نخواهد داشت من به همون دوستمون گفتم و همین جا هم خدمت شما عرض می‌کنم که بنده اساسا دنبال تاثیر نیستم چون دیکتاتوری گروهی از دوستان سبزنما رو از سر نا‌ آگاهی‌ و نداشتن حافظه تاریخی‌ می‌دونم که با احساسی‌ شدن، تعصب عجیب و مضحکی در قبال جنبش، نقد اون و رهبران جانی و فاسد اون که اکنون در صف به اصطلاح آزادیخواهی مردم قرار گرفتن دارن. ضمنا میتونید به اینا جیره خوارهای مجازی اصلاح طلبان حکومتی رو هم اضافه کنید که به شدت در بالاترین فعال هستن و شدیدا دنبال شانتاژ، وارونه کردن حقیقت و تطهیر جریان فاسد و تاریخ مصرف گذشته اصلاحات هستن. ریسمان حماقت پایانی نداره و همینطوره که بعضی از سبزها در بالا رفتن از اون کورس مسابقه گذاشتن. به هر حل امیدوارم این حرکتی که انجام شده حداقل تلنگری به افراد با انصاف و با شرف که کم تو بالاترین نیستن بزنه که از خزیدن تو دام سبزنماها به پرهیزن. حالا اینکه لینک شما حذف بشه توسط اینها یا اینکه مزخرفات، تخلفات و باند بازی اونا ادامه پیدا کنه چندان مهم نیست، مهم روشنگریه و اینکه اگه روی یک نفر هم این حرکت تاثیر بذاره تاثیر گذاشته و نکته همینه

به امید ایرانی‌ آزاد و پاینده

————-

سلام پاتریک عزیز

متاسفانه دیر رسیدم و نتونستم کمکی بکنم، اما در هر حال هر تصمیمی داشته باشی میتونی رو من حساب کنی
من این یک هفته قطعا بالاترین رو تحریم خواهم کرد اما گمان میکنم این کار اگر هم بفایده نباشه واقعا کم اثره دلیلشم اینه که تمام این جوجه دیکتاتورها خوشحال خواهند بود که ما در بالاترین نیستیم
راستش من وقتی لینکهای سبز و اصلاح طلبی رو میبینم اکثریتشون در صفحه داغ چهل یا پنجاه امتیازی هستن
اینا یک جورایی شبیه اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی هستن، کفیت پایین با کمیت بالا
عوضش به لینکهای افرادی مثل ما نگاه کن کمیت افتضاح یعنی چیزی مثلا تو مایه‏های دو سه تا لینک در هفته اما همه پر مغز
من سه چیز از این موضوع میفهمم اول این که ما در اقلیت هستیم و دوم این که خیلی کم کار هستیم و سوم این که خیلی خیلی پراکنده هستیم
با این حساب من فکر میکنم که ما دوتا کار اصلی باید انجام بدیم هماهنگی و کمی کار نوشتاری بیشتر
همه اینها به کنار مهمترین کار ممکن اینه که به هیچ وجه منفی به کسی ندیم و کاملا قوانین رو رعایت کنیم چون اینهایی که حالا بالاترین رو دارن میگردونن منتظر لحظه‏ای
هستن که بتونن افرادی با طرز تفکر ما رو تعلیق چند روزه یا دائم کنن
باید متحد باشیم و موضوع داغ کاملا قانونی بزاریم که مو لای درزش نره
هفته‏ای یک بار این کار انجام بشه اکثریت ناآگاه کاربران یا اونهایی که میان این دو گروه مردد هستن خیلیهاشون به سمت ما میان
این کاربرهای سو استفاده گر را هم فراموش کن. بزار بجای این که ما بهشون گیر بدیم اونها ناچار بشن که به کامنتها و لینکهای ما پاسخ بدن بهترین کار برای تحقیر دیگران نادیده گرفتنشون و برملا کردن منطقی اشتباهات طرز تفکرشون هست
برملا کردن قانون شکنی اینها فایده‏ای نداره چون خودت میبینی که مدیریت بالاترین چقدر به اونها لطف داره
حیفه که چنین رسانه مجانی، پرخواننده و تاثیرگذاری مثل همه رسانه‏های دیگه دست حزب اللهی‏ها و وفاداران به رژیم باشه
پیشنهاد از من تصمیم گیری با تو یا هرکس دیگری که بهش اطمینان داری، هر تصمیمی که بگیری من در هر حال از تو حمایت خواهم کرد
برات آرزوی شادکامی میکنم

—————-

و اما این هم جواب من:

سلام به دوستان خردمندم

باور کنید که همین تعداد معدود ایمیلی که در این چند روزه از شما دوستان بسیار فرهیخته و خوش فکر که عقل و ادراک شان به هیجانات شان غلبه دارد دریافت کرده ام، به اندازه هزاران نفر برای من ارزش دارد. در نهایت، نظر اکثریت هیچ چیزی را ثابت نمی کند. اخیرن جمله ای شنیدم در یکی از برنامه های دیسکاوری چنل که هیچ وقت یادم نمی رود. می گفت: 1500 سال پیش مردم “دقیقن می دانستند” و هیچ شکی نداشتند که زمین مرکز عالم است. 400 سال پیش هم تمام مردم دنیا “دقیقن می دانستند” که زمین مسطح است. حالا هم همه این برادران سینه چاک طرفدار رفسنجانی و ملاها و شبه ملاها “دقیقن می دانند” که چه کاری دارند می کنند!

و اما نظر من در مورد مطالبی که شما فرمودید. به نظر من یکی از دلایل اصلی موفقیت بالاترین این بود که کاربران محیط مجازی را به این باور رساند که تا حد زیادی بی طرف است و از هر قشری در آن کاربر هست. از لاییک و اتئیست گرفته تا مذهبی و حوزوی. این یعنی دایورسیتی. چیزی که ارزشش بینهیات است و زحمت زیادی برای به دست آوردنش لازم است. در کشورهای پیشرفته هزینه های بسیار کلانی می کنند که در اجتماع دایورسیتی ایجاد کنند. حالا فکر می کنید بزرگترین ضربه ای که ممکن است به بالاترین بخورد چه می تواند باشد؟ به نظر من، اینکه کاربران به مرور این اعتقاد را از دست بدهند که بالاترین دیگر یک رسانه بی طرف و دایورس نیست. متاسفانه، هر چند قبلن هم بالاترین همیشه برای اصلاح طلبان سمپاتی بسیار زیادی داشت ولی امروزه این یک واقعیت آشکار است که هیجانات تبلیغات برای اتحاد این حزب ورشکسته و نه چندان محبوب مردم با رفسنجانی و اطرافیانش طوری در بالاترین شدت گرفته که هر گونه انتقادی به رفسنجانی و موسوی و شخصیت های شناخته شده این حزب، با حمله شدید و انواع روش های توهین آمیز و لمپنیسم و هوچیگری و دلقک بازی با حمایت مستقیم ناظران بالاترین مواجه می شود.

برداشت من این است که در چنین شرایطی اگر ما بمانیم و فعالیت خودمان را زیاد کنیم، در واقع به نوعی داریم به گروه خرده دیکتاتورها کمک زیادی می کنیم. زیرا کاربران بی‏تفاوت که اصلن در جریان وقایع نیستند با خودشان فکر می کننند که: ببینید، در بالاترین از هر نوع تفکری کاربر هست پس وابسته به جایی نیست و عقاید مخالفان سانسور نمی شود. به عبارت دیگر، هر مخالفت ما که در بالاترین (به ظاهر) تحمل شود، یک امتیاز است به حساب خرده دیکتاتورها. چون آنها را دمکرات و آزادی خواه جلوه خواهد داد. داد می‏زنند و می گویند، ببینید! ما افرادی از مخالفان هم بین خودمان داریم! در حالی که در پشت پرده، موضوعات داغ ما را که به قول شما سعی می کنیم مو لای درزش نرود را به سادگی هر چه تمام تر حذف و سانسور می کنند، لینک های ما را به بهانه های دروغین حذف می کنند، زیر هر لینکی که می فرستیم حاضر می شوند و با حمایت علنی ناظران سایت که ظاهرن در این اواخر به دست “خودی”ها واگذار شده، با منفی های فله ای عقیدتی آنها را حذف می کنند و اگر نشد، با هوچیگری و توهین و دلقک بازی و لمپنیسم و منفی و مثبت دادن فله ای به کامنت ها، لینک ها و نظرات مخالف را از ارزش ساقط می کنند که کاربران خاموش و بی طرف را از موضوع اصلی منحرف کنند.

امروز این مساله از نظر روانشناسی روشن است که “تاثیر جمع بر فرد” بسیار تاثیر خارق العاده ای است. در سایت های سوشیال پاپیولاریتی مثل دیگ و بالاترین، این مسئه به خوبی ثابت شده که اگر کسی موفق بشود اولین کامنت ها را بگذارد و چند امتیاز مثبت جمع کند، به سادگی می تواند توده کاربران بی تفاوت و خاموش را همراه خود کند. یکی از دلایل مهم موفقیت اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا استفاده هوشمندانه از اینترنت، مخصوصن همین سایت های سوشیال پاپیولاریتی مثل دیگ معرفی شده.

به نظر من رمز موفقیت ما برای باز گرداندن چنین تریبون اطلاع رسانی‏ای، هماهنگی و اتحاد و انسجام است. متاسفانه افرادی که از هوش بالاتری برخورداد هستند و دنباله روی کسی را نمی کنند و مستقل فکر می کنند، معمولن تک رو تر هستند. البته هیچ اشکالی هم ندارد. ولی فکر کنم به جایی رسیده ایم که این هماهنگی و اتحاد واقعن واجب کفایی شده.

بیایید سعی خودمان را بکنیم که بچه های منطقی و باهوش و آزادی خواه را که به هیچ جناح و حزبی وابسته نیستند و تنها دغدغه شان آزادی و شادی و رفاه و پیشرفت کشور مادری مان است، دور هم جمع کنیم.

راههای پیشنهادی من به این شرح است:

الف: نیاز فوری به برگزاری جلسات دوره ای داریم. حتی نیم ساعت در هفته هم تاثیر بسیار خوبی خواهد داشت. برای این کار می توانیم از کنفرانس اینترنتی (وبینار) مجانی استفاده کنیم. من شخصن مسئولیت هماهنگی با دوستانی که علاقه مند هستند را می توانم به عهده بگیرم. مشکل ترین قسمت کار پیدا کردن زمانی است که همه دوستان (یا حد اقل حداکثر آنها) قادر باشند در جلسه شرکت کنند. بدیهی است که همه ما شغل داریم، باید به خانواده خودمان رسیدگی کنیم، و مشغله های شخصی خودمان را داریم و در ضمن هر کدام در گوشه دیگری از این دنیا زندگی می کنیم که ساعت های مخلتفی دارد.

ب: راه اندازی یک سایت کوچک و ساده مبتنی بر اصول واقعی دمکراسی. این را هم می شود با هزینه کمی راه اندازی کرد. مطمئن هستم به مرور افراد زیادی را جذب خواهیم کرد. کسانی که به کیفیت خیلی بیشتر از کمیت اهمیت می دهند.

لازم است این را هم بگویم که البته قرار نیست که بالاترین را ترک کنیم. همانطور که دوستان هم اشاره کردند، همه ما می‏مانیم و به روند عادی خودمان ادامه می دهیم ولی فعالیت خودمان را تا حد ممکن کم می کنیم. لینک های خودمان را آنجا ارسال می کنیم و رفتار کاربران لمپن را هم نادیده می گیریم. این بزرگترین ضربه را به جبهه عقیدتی این خرده دیکتاتورها خواهد زد.

لطفن نظر خودتان را بگویید.

پیشنهاد یک هفته سکوت نمادین در اعتراض به باندبازی‏ها در بالاترین

دسامبر 18, 2009 با Patrick

دوستان عزیز

همانطور که بعضی از شما اطلاع دارید، اخیرن بالاترین به بهانه هایی که هرگز برای بستن کاربران استفاده نمی کرده، شروع به بستن کاربران منتقد دگر اندیش کرده. هر روز شاهد هستیم که محیط بالاترین به سمت تک قطبی شدن حرکت می کند، یک عده از کاربران با اندیشه های خاص با حجم بسیار زیاد مطلب به بالاترین می فرستند، به همدیگر کمک می کنند که لینک های مورد علاقه شان بالا بیاید و هر کسی که به هر نوعی از گروه فکری خودشان نباشد با برچسب زدن، توهین، تحریک، منفی های دسته جمعی و حذف لینک هایشان خفه می کنند.

اتفاقات جالبی در این چند مدت رخ داده که نشانه تغییر مسیر بالاترین است. چند نمونه ساده آن به این شرح است:

در اعتراض به برچسب زدن ها، فحاشی ها و توهین ها و تحریکات اخیر بالاترین مطلبی نوشتم و لینکی به بالاترین فرستادم که بلافاصله حذف شد و به دروغ بالاترین در بالای لینک ادعا کرد که به درخواست من بسته شده.

-

-

اولین قانون موضوات داغ بالاترین این است که هیچ کس نباید بیشتر از یک موضوع داغ در هفته ایجاد کند ولی جرمنی و آریابان و اسپینوزا و چند نفر دیگر در این چند مدت هر هفته چندین موضوع داغ درست کرده اند ولی بالاترین کاملن از این تخلفات چشم پوشی کرده است.

بالاترین موضوعات داغ درست شده توسط من و دیگر دوستان را در شرایطی که کاربران نام برده در حال ایجاد موضوعات داغ تکراری و بی اهمیت (به اعتراف خودشان) درست می کردند و پذیرفته می شد، بدون هیچ دلیل موجهی حذف شد. در موارد دیگری هم موضوعات داغ ایجاد شده توسط کاربران دیگر تا حد غیر قابل قبولی تغییر یافته طوری که حتی عکس خمینی را که لونا برای موضوع داغ خودش استفاده کرده بود و از طرح روی جلد مجله تایم برداشته بود نیز تغییر دادند.

-

-

پس از منفی باران کردن و حذف کردن یکی از لینک های کاربر پالتیکس با استناد به این دروغ که به درخواست خودش آن لینک حذف شده، دیروز پس از اینکه این مساله مطرح شد و پالتیکس اعلام کرد که هرگز از بالاترین نخواسته که لینکش حذف شود، در عرض مدت کوتاهی توضیح بالای لینک توسط بالاترین تغییر کرد و ادعا شد که لینک ویروسی بوده.

-

-

لینک مورد نظر هرگز آلوده به هیچ نوع ویروس، کرم، و یا حتی تبلیغات نبوده. فقط يک نفر يعني جرمني اعلام کرده اين سايت ويروسي بوده و ما با چند نوع آنتي ويروس از جمله آنتي ويروسي که وي اشاره کرده هم اين سيايت را امتحان کرده ايم و هشداري در اين خصوص داده نشده. چطور بالاترين بر اساس ديدگاه يک نفر حکم صادر کرده و خود آن را پذيرفته است؟ در واقع خود سایت بالاترین برای مدت زیادی و بعضی از سایت های تبلیغاتی اصلاج طلبان به انواع اَد-وِر آلوده بوده. برای دیدن محتوای این لینک می توانید از کش گوگل استفاده کنید:

http://74.125.155.132/search?q=cache:Vggagawsd-IJ:balatarin.com/permlink/2009/12/1/1858470+http://balatarin.com/permlink/2009/12/1/1858470&cd=1&hl=en&ct=clnk&gl=us&client=firefox-a

پس از تمام این ماجراها، وقتی که کاربر پالتیکس به یکی از لینک های جرمنی منفی داد، در کمتر از 10 دقیقه برای مدت 7 روز بسته شد این در حالی است که کاربر جرمنی که قبلن چنین کاری کرده بود، هرگز بسته نشد.

http://balatarin.com/permlink/2009/12/1/1858470#c-2505406

به نقل قول از پالتیکس:

به محض اینکه من و شما به لینک جرمنی منفی دادیم، به تقاضای جرمنی هم آیدی من مسدود شد و هم لینک آخر مرا طوری که بهانه جرمنی موجه و قانونی جلوه کند حذف کردند. زمان ترتیب اثر دادن به گزارش و سرعت حذف لینک و اِعمال مسدودیت من در بالاترین رکوردی است بی نظیر؛ تقریباً به ده دقیقه نیانجامید؛    (لینک)

هفته گذشته، برای اولین بار تابلوی اعلانات بالاترین به شکل تعجب آوری به عنوان تریبون اعلان خبر این گروه مورد استفاده قرار گرفت که در همین رابطه هم مطالبی به خود بالاترین ارسال شد.

———–

دو هدف اولیه پس از شدت گرفتن برخوردهای باند نامبرده شده به این ترتیب بوده:

1- جلوی فحاشی ها و توهین ها و تحریک ها و برچسب زدن ها که یک امر روزمره شده بود و مدیران بالاترین فقط به طور سلیقه ای با آن برخورد می کردند، گرفته بشود.

2- جلوی باند بازی و حمله دسته جمعی و حذف لینک ها با حمایت بالاترین گرفته بشه. این کاری است که در حال حاضر داریم سعی می کنیم به نتیجه برسانیم.

بالاترین دو راه برای حل این مساله دارد:

الف: یا باید از شر همه ما خلاص بشود که به این ترتیب به اعتبار و آبروی خودش ضربه بزرگی می زند و چنین سایت موفقی را  به جایی خواهد برد که صبحانه رفت.

ب: یا اینکه جلوی رفتار دبل استاندارد، باند بازی، منفی های دسته جمعی برای حذف لینک های مخالف، و حمایت بالاترین از متخلفان گرفته شود. ما امیدوارم که با کمک دوستان بالاترین راه دوم را انتخاب کند.

به این ترتیب به پیشنهاد اترنیتی عزیز:

قصد داریم که به عنوان یک حرکت سمبلیک، از تمام کاربرانی که در این مدت چنین تجربیات ناخوشایندی داشته اند دعوت کنیم که به مدت یک هفته از فرستادن لینک، نوشتن کامنت، دادن امتیاز و حتی وارد شدن به سایت بالاترین خودداری کنیم. زمان شروع این حرکت، از فردا شنبه  بیست و هشتم آذرماه خواهد بود.

متن پیشنهادی اترنیتی را می توانید اینجا ببینید:

http://balatarin.com/permlink/2009/12/16/1877702#c-2572264

من خوب می دانم که ممکن است حتی بین من و شما و همدیگر هم اختلافات عقیدتی و … باشد ولی هدف اصلی، همانطور که اترنیتی عزیز گفت بالابردن روح دمکراسی و عدم حذف و خفه کردن مخالف و بازگشتن به قانون صفر بالاترین است.

-

لینک این پست در بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/12/18/1880258

همه آن چیزی که تفرقه افکنان و کودتاچیان باید پس از پاره کرده عکس امام خمینی(ره) بدانند

دسامبر 16, 2009 با Patrick

به کوری چشم خ.ر و کودتا چیان و تفرقه افکنان که با پاره کردن عکس امام خمینی(ره) قصد تفرقه انداختن بین ما را دارند، این سرود زیبای انقلابی را تقدیم می کنم به رییس جمهور محبوب ما مهندس میر حسین موسوی. دشمنان ما بدانند که ما همیشه و در هر شرایطی پشت موسوی هستیم:

بـــــوي گل سوسن و ياســمن آيد         عطر بهاران کنون از وطــــــن آيد

جــــان ز تن رفتگان سوي تــن آمد          رهبر محبوب خلق از ســفر آمــد

ديــــو چو بيرون رود فرشــته در آيد          ديو چو بيرون رود فرشــته در آيد

بگذرد اين روزگار،تــــــــلخ تر از تلخ          بار دگر روزگار چون شـــــــکر آيد

هر چه مجاهد ز بندو حبس در آيد          مهر فساد و ستم دگر به سر آيـد

چشم يتيم زمان ز حـــــلقه در آيد          رهبر محبوب خلق از ســـــفر آيـد

ديو چو بيرون رود فرشـــــته در آيد          ديو چو بيرون رود فرشـــته در آيد

بگذرد اين روزگار،تلخ تر از تـــــــلخ          بار دگر روزگار چون شـــــــکر آيد


این یکی را هم برای کوری چشم تفرقه افکنان و کودتا چیان و خ.ر تقدیم می کنم به آیت الله هاشمی رفسنجانی:

خمینی ای امام ، خمینی ای امام ( 2 )

ای مجاهد ای مظهر شرف

ای گذشته ز جان در ره هدف

هر زمان می رسد از تو این ندا

ای اسیران و مستضعفان به پا

زیر بار ستم زندگی بس است

نزد طاغوتیان ، بندگی بس است

تود شعار تو به راه حق پیام

ز ما تو را درود زما تو را سلام

خمینی ای امام ، خمینی ای امام  (2 )

ای مجاهد ای مظهر شرف

ای گذشته ز جان در ره هدف

چون نجات انسان شعار توست

مرگ در راه حق افتخار توست

این تویی ، این تویی ، پاسدار حق

خصم اهریمنان ، دوستدار حق

بود شعار تو به راه حق قیام

ز ما تو را درود ، زما تو سلام

خمینی ای امام  ، خمینی ای امام ( 2 )

ای مجاهد ای مظهر شرف

ای گذشته ز جان در ره هدف

چون تو عزم صف دشمنان کنی

ترک سر ، ترک تن ، ترک جان کنی

احتمال خودزنی اصلاح طلبان مذهبی

دسامبر 13, 2009 با Patrick

این فیلم را حتمن ببینید:

جناح راست به وضوح پروژه یک خودزنی را شروع کرده. از نمایش سوزاندن عکس خمینی در تلویزیون تا گوشه و کنار قشر مذهبی و وابسته به حکومت تصمیم به پرداخت هزینه گرفته اند تا بتوانند کفن پوشان را برای نمایش خیمه شب بازی به خیابان ها بیاورند. مساله اینجاست که در این بازی، هر دو جناح باید بازی مشابهی انجام دهند و هر کسی که گوی سبقت را ببرد، پیروز است.

به این ترتیب، احتمال می دهم که رفسنجانی و موسوی و اصلاح طلبان مذهبی به توافق رسیده باشند که برای اینکه ضربه آخر را به جناح راست بزنند، قبل از جناح راست این پروژه را شروع کنند و یک قربانی بسیار بزرگ بدهند و یک خودزنی بزرگ بر پا بکنند که سرباز پیاده های خودشان را به خیابان ها بکشند و آن عده از مردم را که تا به امروز روی هدف والای آزادی خواهی تمرکز خیلی خوبی داشته اند را هم به انحراف بکشند و همه چیز را به نفع خودشان تمام کنند. دلیل اصلی این تغییر استراتژی، تغییر مسیر شعارهای مردم و تلاش برای آزادی خواهی و خلاصی از شر کل حکومت مذهبی است که قرار نبوده در برنامه این گروه باشد و این باعث وحشت شان شده. حدس من این است که از دید اصلاح طلبان، بی مصرف ترین فرد کروبی است که در ضمن بین مردم محبوبیت بالایی پیدا کرده ولی سعی می کند همیشه به صورت مستقل عمل کند. به این ترتیب حکم حذفش توسط رفسنجانی امضا شده. احتمال اینکه این قربانی موسوی باشد خیلی کم است چون خودش خبر را اعلام کرده ولی از رفسنجانی هر کاری برای به دست آوردن قدرت بر می آید.

Rafsanjani Mousavi

اگر من جای کروبی بودم، همین امشب از تهران و در اسرع وقت از ایران هم خارج می شدم و به اپوزیسیون های خارج از کشور ملحق می شدم. به این ترتیب هم توطئه رفسنجانی خونخوار نقش بر آب می شد و هم وزن اپوزیسیون خارج از کشور زیاد می شد و احتمال اینکه رهبریت جنبش سبز را بتواند به دست بیاورد و با برگشتن به ایران انقلاب نرم بکند بسیار زیاد می شود.

Mousavi Rafsanjani Khamenei Ardabili

برای ثبت پیش بینی خودم این مطلب را نوشتم.

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/12/13/1872131

توضیح: طرفداران متحجر اصلاح طلبان به صورت غیر قانونی لینک بالاترین این مطلب را با منفی دادن حذف کردند.

ماه محرم، جنبش آزادیخواهی، و چیزهایی که نباید فراموش کنیم

دسامبر 9, 2009 با Patrick

امروز دیگر شکی در این مساله نیست که جنبش سبز با تمام ابهاماتی که در تعریف آن است، یک جنبش مذهبی ایدئولوژیک نیست بلکه یک جنبش آزادیخواهی است. امروز حتی قشر مذهبی هم از دروغ ها، رانت خواری ها، و فساد قشر روحانیت حاکم خسته و خشمگین است. از آن روستایی کشاورز تا آن کارگر شرکت نفت و حتی راننده تاکسی و بقال نه تنها به آخوندها بلکه اصولن به کسانی که به واسطه ریش و تسبیح و پینه روی پیشانی و به نام خدا از این کشور دزدیدند و جنایت کردند و حق را نا حق کردند، لعن و نفرین می فرستند.

در چنین شرایط ایده آلی که می تواند بالاخره تمام تلاش های بیش از 100 سال آزادی طلبی را به بار بنشاند و نقش دین را در معماری قدرت بسیار کمرنگ کند، هنوز بخشی از جامعه با تلاش بسیار قصد دارد که به توده مردم بقبولاند که دین می تواند در قدرت باقی بماند ولی به شرط اینکه ورژن دیگری از آن ارائه شود. متاسفانه این قشر با استفاده از برنامه های دقیق مشغول تبلیغات بسیار گسترده است که این تصویر را در ذهن مردم تداعی کند که مشکل حضور دین در قدرت نیست بلکه مشکل اصلی خامنه ای و جناح راست است.

همانطور که می دانید، مراسم ماه محرم به خاطر ماهیت هدفش که باید وقایع تاریخی مربوط به آن را یادآوری کند، رنگ خشونت و فرافکنی تنفر نسبت به دشمنان امام حسین می گیرد. خون و سینه زنی و علم کشی و زنجیر زدن. آمار منتشر شده توسط همین حکومت حاکی از آن است که میزان جرم و تخلف در ماه محرم به اوج خود می رسد. این مساله یکی از مهم ترین ابزاری بود که خمینی توانست توسط آن در چند ماه آخر دوره پهلوی، توده جامعه و حتی اپوزیسیون های غیر مذهبی و ضد مذهبی را بر علیه نظام شاهنشاهی متحد کند چون همه نیاز به حضور میلیونی مردم داشتند. ولی همه ما خیلی خوب می دانیم که نتیجه این اتحاد غیر عاقلانه آزادیخواهان با خمینی چقدر دردناک و فاجعه آمیز بود.

مساله بسیار مهم در اینجا این است که همانطور که خمینی توانست نتیجه تمام زحمات قشر روشنفکر و آزادیخواه را در زمان قبل از انقلاب هایجک کند، ماه محرم می تواند یک بار دیگر شانس بسیارخوبی را برای مذهبیون فراهم کند که توده مردم را بر علیه آزادیخواهان و قشر سکولار جامعه بشورانند و از آنها چهره یزید بسازند. زیرا تجربه ثابت کرده است که معمول ترین روشی که  همه مذهبیون برای مبارزه با آزادیخواهان استفاده می کنند، تخریب چهره آنها از طریق برچسب زدن و شوراندن عامه بر علیه آنهاست.

بنابر این باید بسیار مراقب بود که مسیر حرکت توسط سو استفاده گران مذهبی به انحراف کشیده نشود و اهداف امروز این جنبش که همانا آزادیخواهی و جدایی دین و سیاست (یا بهتر بگوییم قدرت) است مورد هایجک قرار نگیرد. بهترین راهکار در این میان این است که در حالی که مشغول تبلیغ برای حضور در مراسم مذهبی محرم هستیم، دائم این مساله را هشدار بدهیم که هدف چیست و وسیله کدام است.

شاید بهتر است که روزی هزار بار تکرار کنیم که:

ما برای آزادی و دمکراسی و سکولاریسم (جدایی دین از قدرت) مبارزه می کنیم نه برای مقاصد شخصی و حزبی این فرد یا آن حزب یا آن گروه سیاسی دیگر.

ما برای آزادی و دمکراسی و سکولاریسم (جدایی دین از قدرت) مبارزه می کنیم نه برای مقاصد شخصی و حزبی این فرد یا آن حزب یا آن گروه سیاسی دیگر.

ما برای آزادی و دمکراسی و سکولاریسم (جدایی دین از قدرت) مبارزه می کنیم نه برای مقاصد شخصی و حزبی این فرد یا آن حزب یا آن گروه سیاسی دیگر.

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/12/9/1867892

مصلحت اندیشی بالاترین

نوامبر 24, 2009 با Patrick

بعضی از شما کمابیش در جریان وقایع اخیر هستید. در دو روز گذشته دو لینک فرستاده شده توسط من در بالاترین توسط تیم مدیریت این سایت بسته شده. این لینک ها در اعتراض به عدم رسیدگی بالاترین به فحش های رکیکی بود که جرمنی در این لینک به من داده بود: http://balatarin.com/permlink/2009/11/22/1848365#c-2473874

در حالی که در هیچ کدام از لینک هایی که من فرستادم و بسته شد دلیل بستن آنها قانع کننده نبود. در لینک اول گفته شده که به درخواست خود من این لینک بسته شده که حقیقت ندارد. و در لینک دوم گفته شده که به دلیل توهین کاربران به یکدیگر آن را بسته اند. این در حالی است که کاربر جرمنی در تمام مدت مشغول فحش رکیک دادن و توهین بود و من هرگز در بازی او شرکت نکردم.

به وضوح معلوم است که عدالت بالاترین فدای مصلحت اندیشی و ترس از باند بازی ها شده. طوری که هر بار لینک های من به دلایل پذیرفته نشده بسته می شود.

پیش بینی می کنم که برای پوشاندن اتفاقات گذشته این لینک هم بسته بشود.

متاسفم که بالاترین از اهدافش روز به روز فاصله بیشتری می گیرد.

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/11/24/1851038

باز هم گلایه‏ای از بالاترین

نوامبر 23, 2009 با Patrick

قصد ندارم وارد جزییات بشوم که حتی خودم هم حوصله اش را ندارم. مساله این است که اگر من اعتراضی به یک شخص سیاسی یا یک فرهنگ دارم آیا شما حق دارید که به شخص خود من توهین و فحاشی کنید؟

این یک روند تخریبی است که قبلن هم چند بار در بالاترین اتفاق افتاده و هر بار هم این اتفاق از باند بازی و دست به یکی کردن عده ای که تحمل شنیدن صدای مخالفشان را نداند شروع شده، اول شروع به تحریک می کنند، بعد تحریک را زیاد تر و زیاد تر می کنند و وقتی عکس العمل نشان دادید، شروع به توهین علنی و فحاشی می کنند. همین داستان هر بار عده ای از کاربران اقلیت را از بالاترین رانده. من تا به حال چند بار شاهد این داستان ها بوده ام و خوب می دانم که بالاترین روز به روز دارد تک قطبی تر و تک قطبی تر می‏شود تا جایی که امروز فقط عده بسیار محدودی در این سایت از دگر اندیشان باقی مانده اند.

یکی از کسانی که همیشه با مخالفان فکریش با توهین و فحاشی برخورد می کند کاربر جرمنی است. یکی از کسانی که همیشه با مخالفان فکریش با توهین و فحاشی برخورد می کند کاربر جرمنی است. در هر موردی که کسی چیزی درباره کسانی بگوید که مورد قبول او نیست، پیدایش می شود و شروع به جواب دادن به روش تند و زننده و تحریک آمیز می کند. بارها به او اخطار دادم که برای بحث در هر موردی نباید با توهین و فحاشی جواب بدهد ولی ظاهرن وقاحتش روز به روز بیشتر می شود. من همیشه جملاتی که در حد برچسب زدن و یا بد و بیراه گفتن را تحمل کرده ام و اکثر اوقات چنین چیزهایی را نادیده .می گیرم

در این چند مدت اخیر، بارها گزارش تخلف برای فحاشی های جرمنی به بالاترین فرستاده ام، ایمیل فرستاده ام و قول رسیدگی داده شده. در فرهنگ بالاترین، فحاشی و توهین همیشه در راس همه قانون شکنی های بوده و حتی در بدترین شرایط هم به این مساله رسیدگی می شده. چطور شده که تیم بالاترین چشم و گوشش را به این فحاشی های علنی چنین افرادی بسته؟ آیا این تشویقی نیست برای اینکه کاربران خودشان باید از شخصیت خودشان دفاع کنند و با فحاشی جواب چنین افرادی را بدهند؟

دو سال پیش برای یک درگیری بر سر رعایت قانون کپی‏رایت یکی از کاربران بالاترین شروع به فحش دادن به من کرد. پس از اینکه بالاترین هیچ عکس العملی نشان نداد، مجبور شدم که به روش خودش با او برخورد کنم که در نهایت تیم بالاترین مجبور به توقف این روند شد.

امروز شاهد این هستیم که جرمنی چنین روندی را در پیش گرفته و به هر کسی که به اصلاح طلبان یا رهبران سبز اعتراضی بکند با فحاشی و توهین جواب می دهد. آیا این به خاطر حذف این بخش اقلیت از جامعه بالاترین نیست که چنین رفتاری صورت می گیرد؟

نمونه های توهین :

http://balatarin.com/permlink/2009/11/19/1845231#c-2460347

http://balatarin.com/permlink/2009/11/22/1848365#c-2470396

لینک قسمت اول همین متن که در بالاترین که بدون توجه به درخواست من بسته شد:

http://balatarin.com/permlink/2009/11/23/1850152

لینک قسمت دوم:
http://balatarin.com/permlink/2009/11/24/1850300

حفظ نظام یا براندازی نظام؟ تکلیف ما را مشخص کنید!

نوامبر 18, 2009 با Patrick

آقایان و خانم های محترم سبز. آقای موسوی و کروبی. آقای رفسنجانی. آقایان علمای عظام که از جنبش سبز حمایت می کنید. من در حیرتم چطور می شود هر روز شعار “مرگ بر خامنه ای”  و  “خامنه ای قاتله، ولایتش باطله” داد و بعد انتظار داشت که براندازی صورت نگیرید و انقلاب نرم صورت بگیرد؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟ این یک تناقض بزرگ است.

آقایان و خانم های رهبر جنبش و پیرو جنبش. بیایید یک بار هم که شده هدف تان را از جنبش بیان کنید. چطور می شود حرکت به این بزرگی را کور کورانه و بدون یک تعریف صریح و یا مانیفست و یا اعلام اهداف جنبش دنباله روی کرد؟

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/11/18/1844496

جنبش سبز را چه می شود؟

نوامبر 3, 2009 با Patrick

از نظر من مشکلات عمده جنبش سبز به این شرح است:

1- عدم پشتوانه فکری: نه تنها جنبش سبز از کمبود پشتوانه فکری به شدت رنج می برد، بلکه توده طرفدار جنبش سبز هیچ علاقه ای به مطالعه تاریخ و آگاهی از اشتباهات گذشته ندارد و حتی در بیشتر موارد، با مطرح شدن حقیقت های تاریخ نه چندان دور و دراز این مملکت به شدت برخورد می کند و آن را حذف می کند.

2- عدم وجود تعریف درستی از جنبش سبز:  بعد از گذشت چند ماه از اتفاقات دردناک پس از انتخابات، هنوز هیچ تعریفی از جنبش سبز در دست نیست.

3- عدم وجود هدف مشخص:  جنبش سبز هدف مشخصی ندارد. به همین دلیل از شعار هایی توخالی و بی مفهوم و پراکنده استفاده می کند. مثلن شعار “یا حسین، میر حسین” حتی از نظر کلامی هم مهفومی ندارد چه برسد به مفهوم فلسفی و پراگماتیک. این مسئله تا حدی دردناک است که حتی دانشجویان دانشگاه شریف هم از این جمله سراسر غلط که نه  در فارسی و نه در عربی دارای مفهوم نیست، استفاده می کنند. تصور کنید این دانشجویان از بالاترین ضریب هوشی اجتماع برخوردار هستند و از دنیای علوم دقیق مثل ریاضیات و فیزیک و … می آیند. شعارهایی مثل الله اکبر هم از رنگ مذهبی رنج می برند.

4- سهل انگاری:  جنبش سبز قدرت فکری و برنامه ریزی و اینتلیجنت نظام را به طرز وحشتناکی دست کم می گیرد. در نتیجه فقط روی عصبیت و احساسات رندوم مردم حساب می کند نه یک برنامه عمل گرای مبتنی بر مطالعه و تجزیه و تحلیل.

5- عدم شجاعت و قاطعیت:  جنبش سبز از عدم قاطعیت و شجاعت رنج می برد. امیدوارم لازم به توضیح نباشد که شجاعت از نظر من همان تعریفی است که گاندی ارائه می دهد، نه شجاعت فیزیکی. به دلیل این عدم قاطعیت و وحشت درونی موجود در طرفداران جنبش سبز، نه تنها تا به حال تکلیف مسائل کلیدی مربوط به این جنبش (مثل دمکراسی و سکولاریزم و حقوق بشر) مشخص نشده، بلکه حتی مطرح کردن این مفاهیم هم اکثرن توسط توده طرفدار جنبش سبز سرکوب و حذف می شود و تقریبن همیشه دلیل این رفتار چیزی نیست جز وحشت. جملات معروفی همچون: آب به آسیاب احمدی نژاد می ریزید، بهانه دست کیهان می دهید، اول باید احمدی نژاد برود، بعدن در مورد آینده تصمیم می گیرم، و … هدف های والای آزادی خواهی را نشانه گرفته و عملن در مقابله با آن برخاسته است.

6- رهبرانی با سابقه ناخوشایند:  بر خلاف عقیده توده طرفدار جنبش سبز که موسوی را قهرمان، صادق، آزادی خواه، و ضد حکومت می دانند، قشر نسبتن مطالعه گر و با تجربه تر این جنبش دائمن اصرار دارد که موسوی دنباله روی مردم است نه مردم دنباله رو او. اگر حتی این فرض را بپذیریم و موسوی را فقط یک شخصیت برجسته این جنبش بنامیم، او و دیگر شخصیت های برجسته این جنبش (از جمله کروبی، مخملباف، گنجی، سازگارا، نوری زاده، حجاریان، خاتمی، رفسنجانی، و غیره) همگی از افراد بسیار بدنام در زمینه حقوق بشر و با سابقه هایی بسیار شرم آور هستند.  اینجا است که این سوال پیش می آید: عجیب نیست که حتی یک نفر هم در این افراد پیدا نمی شود که سابقه مبارزه با آزادی، دمکراسی، حقوق بشر، و مفاهیم انسانی را نداشته باشد و سالها در این رژیم ضد بشری و جنایت کار پست کلیدی نداشته باشد؟

7- عقاید بسیار خطرناک:  جمله معروف “هدف وسیله را توجیه می کند” بارها و بارها در طول تاریخ به معرض امتحان گذاشته شده. نسل جوان جنبش سبز به طرز بسیار خطرناکی به این مسئله عقیده دارد. همان عقیده ای که باعث شد گروه ها و حزب های مخالف رژیم شاهنشاهی با دشمنان فکری شان دست اتحاد بدهند و در نهایت قدرت به دست بی لیاقت ترین حزب بیافتد و مسیر این حرکت به جایی ختم شود که در کمتر از 3 سال بعد از پیروزی لذت بخش شان، پیکر های گلوله باران شده و خونین شان به طور پنهانی و در گورهای دسته جمعی و بدون نام و نشان و به دور از اطلاع خانواده هایشان به خاک سپرده شوند.

8- عدم حمایت بین المللی:  جنبش سبز هیچ سودی برای جامعه بین المللی ندارد. یک ایران آشفته و بحران زده با سیاست مداران بی لیاقت و فاسد برای کشورهای توسعه یافته بسیار بسیار مفید تر از یک ایران دمکراتیک و سکولار است. متاسفانه، عدم دسترسی به رسانه های پر قدرت بین المللی و لابی های سیاسی و اقتصادی، شکست جنبش سبز را قطعی می کند.

نتیجه گیری: بنا بر تمام این مشکلات عمده ای در بالا آورده شده، پیش بینی من این است که شکست کامل جنبش سبز بسیار نزدیک است.

توضیح: این نوشته را روز قبل از 13 آبان می نویسم، درست زمانی که وبسایت های اینترنتی پر شده است از مطالب مربوط به مشارکت میلیونی مردم در سیزده آبان و پیروزی برای جنبش سبز. فردا معلوم خواهد شد چقدر پیش بینی من دقیق بوده.

 

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/11/3/1825723

 

اپیدمی استفاده نادرست از علامت گذاری ها در نگارش جملات فارسی در بالاترین

آگوست 27, 2009 با Patrick

بیایید از زبان مادری خودمان درست استفاده کنیم. در سایت دیگ، اگر کسی علامت‏های نگارش را به روش غلط استفاده کند منفی باران می شود. بسیار تاسف آور است که حتی فرهیخته ترین کاربران بالاترین هم اکثرن از علامت‏های نگارش به غلط استفاده می کنند. در تیتر بهترین  لینک‏های داغ امروز در بالاترین، حداقل  سه اشتباه وجود دارد (البته بهترین لینک‏های داغ الزامن توسط با سواد ترین افراد فرستاده نشده‏اند) ولی این مساله واقعن برای من یک حساسیت شده. چند بار هم در کامنت‏ها به کاربران تذکر داده ام ولی ظاهرن اهمیت چندانی به آن داده نمی شود.

به عنوان مثال، یکی از ساده ترین اصول نگارش در مورد استفاده از علائم در نگارش زبان فارسی (و هر زبان دیگری) این است که:

 نقطه، کاما، دونقطه، نقطه ویرگول و علائم شبیه آن به کلمه ماقبل خودش می چسبد و با کلمه بعد خودش باید یک فاصله داشته باشد.

 

در این جمله ، استفاده از کاما نادرست است.

 

در این جمله ،استفاده از کاما به طرز وحشتناکی نادرست است.

 

در این جمله هم،استفاده از کاما نادرست است.

 

و بالاخره در این جمله، استفاده از کاما درست است.

 

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/8/27/1727318